
دوست داشتن زوری نیست...خوب نگاه من ساده لوحانه بود...ولی خداییش میگم پاک بود وخالص..ولی لازم نیست چیزی و بهم ثابت کنی و یه جورایی دلداری.دلداری...همین که دیگه اینجا نیستی و ماها دریغ از یه جواب.....دیگه می فهمم...انگار یه خرده بزرگ شدم.. بخوانید...
ادامه مطلب
خدا ... ده سال پیش به عشق تو اولین مطلب این وبلاگ و نوشتم اولین ساله که حتی تبریک عید هم نداشتم... دنیا مملو از بی معرفتی... به قول معروف چم.....
ادامه مطلب
حداقلش من هنوزم اینجام ...و تو را فریاد میزنم.....
ادامه مطلب
دوست داشتن بهترین حس دنیا بهترین حس دنیام ... مال تو......
ادامه مطلب
وقتی نمی تونی شرایط و عوض کنی زندگی کن از شرایط در اختیارت لذت ببر هی با خودت نجنگ حالا همینی که هستآروم باش عزیزم و بیخیال ...اگرم دیدن من اذیتت میکنه خوب نبیناگرم دیدنم برات خوبه حتما بیا ...
ادامه مطلب
دیوانه لحظه لحظه اش غنیمتهبی معرفت حداقل حرف بزنیه بار برا همیشه حرف دلت رو بزنبگو ازت بیزارم...یه ذره منو ادم حساب کنمگر چه میشه ؟...
ادامه مطلب
یه عمر شد که تو را دوست دارم...تازه فهمیده ام....کهیه عمره ازم متنفری...عجیبه ...واقعا اینقدر ضایع ام...اینقدر حالت و بهم زدم که ارزش جواب ندارم......
ادامه مطلب
ای نگاهت, نخی از مخمل و از ابریشمچند روزیست که هرشب به تو میاندیشمبه تو آری به تو یعنی به همان منظر دوربه همان سبز صمیمی به همان باغ بلوربه همان سایه همان وهم همان تصویریکه سراغش ز غزلهای خودم م...
ادامه مطلب
امیدوارم بهترین حال دنیا مال تو باشد..وخدا...در همه حال سلامت را برایت قسمت نماید...
ادامه مطلب
میدونم جوابمو نمیدی ولی خداییش دوستم نداری؟ خوب بگو دیوانه دیگه اذیتت نکنم...
ادامه مطلب
مرا چون موج دوری از تو ممکن نیست ای ساحل... هزاران بار ترکت کردم ... اما باز برگشتم......
ادامه مطلب
باورم نمیشه...دلتنگی این چنین چهره ام را خسته و برفی نماید......
ادامه مطلب
خدا من ، انگار پاداش دوست داشتن رهایست،کاش اعتراف به دوست داشتنت نمیکردم،لحظه های سختی را بی تو میگذرانم ،کاش برای داشتن داشته هایت من را قضاوت نکرده بودی، تصمیم به نوشتن نداشتم،عهدم را شکستم ، چون فکر میکردم تو را دارم و میتوانم با زبان قلبم احساسم را نثارت کنم ،ولی غافل از قربانگاهی که برآیم محیا کرده بودی شدم ، آری شکست جسمم را دیدی ، روح و قلبم را در قربانگاهت پاره پاره کردی ،نمیدانم با جسم نیم بند بدون روح و قلب ، تو را ، چشمانت و لبخند لبت را کجا بسپارم ، عزیزم تمام دلخوشیت را رها کردی ، چه خوب ثابت کردی دوست داشتنت را ، بدجور به دلم نشسته... چطور میشود که یک نفر اینقدر کسی کینه کسی را در سینه داشته باشد که این چنین بیرحمانه و انتحاری نابودش نماید؛ تمام اطرافم پر از عشق و دوست داشتنه و...
ادامه مطلب
من که یوسف نیستم تا بگذرم از دیدنتتا به سمتم رو کنی آغوش را وا می کنمگر فقط آبرو دادن بود شرط وصلتتمامش را برایت عاشقانه رها می کنمگر یوسف از برای نه گفتن فتاد اندر سیاهچالمن افتخارم هست زندان،آزادی را فنا می کنماشعارم همه بی وزن و قافیهولی از برای عشقت جان فدا می کنم ...
ادامه مطلب
خدایاتو ،یه حالتی داریمثلا یک ساعت شنی رو درنظر بگیر که دانه های شندارن تموم میشن.یکی مثل تو ،از اوناست که همیشه می تونه ساعتشنی رو برگردونه...پروردگارا هیچ شباهتی به یوسف تو ندارم،نه رسولمنه زیبانه یرای کسی عزیزنه چشم به راه گریانیفقط در چاه افتاده ام!کاروانی بفرست...
ادامه مطلب